جای خالی عاطفه در سینما و تلویزیون ایران / محمد ابهری

 

کانون فرهنگی هنری خنیا _ به گزارش بانی فیلم

 

از نگاه رفتار شناسی هنری بسیاری از مفاهیم اخلاقی، فرهنگی و عاطفی را می توان از طریق سینما در ابعاد مختلف از انیمیشن تا ژانرهای مختلف سینمایی به جامعه مخصوصا کودکان، نوجوانان و جوانان انتقال داد. به خاطر اهمیت انتقال ارکان تربیتی توسط این هنر باید توجه داشت که به دلیل عدم حمایت دولت و نهادهای دولتی و هنری از سینمای اصیل و غیر تجاری بسیاری از هنرمندان علی رغم هدفمند بودن تفکر و دیدگاهشان حاضر نیستند فیلم های ارزشی، عاطفی بسازند. چرا که در این صورت با ضعف گیشه مواجه خواهند شد. بکار گرفتن چهره های گیشه پسند و یا فیلم هایی با محتوایی که شاید ارزش هنری و فرهنگی ندارد، اما می تواند جوانان و مردم را به سینماها بکشاند. چرا؟
در چهل سال گذشته هنوز نتوانسته ایم برای یکی از مشکلات اساسی در سینمای ایران چاره ای بی اندیشیم. بارها و بارها اینجانب در ملاقات با هنرمندان اعم از کارگردانان، تهیه کنندگان و هنرپیشگان محترم راه حلی را به آنان پیشنهاد داده ام که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اولین مشکل عدم حمایت از تهیه کنندگان و نپذیرفتن ریسک سرمایه گذاری در این گونه ژانرها می باشد. دوم ضعف گیشه در مقابل این گونه سناریوها علت های اصلی عدم استقبال از داستان های عاطفی و انسانی می باشد. به همین دلیل است که امروز با فقدان عاطفه و کمرنگ شدن ان در جامعه مواجه هستیم. کودک و یا نوجوانی که چه در سینما و چه در تلویزیون و چه به صورت فیلم و سریال می بیند که مادرش در قطار به زمین خورده، اما پسرش که مرد توانمندی است مادرش را از زمین بلند نمی کند و دائم از دیگران کمک می طلبد تا مادر او را از زمین بلند کنند. در همین موقع خانمی از جایی از قطار از راه می رسد و مادر او را از زمین بلند می کند. یا پدر و دختری پس از بیست سال به یکدیگر می رسند، این برخورد عاطفی بین پدر و دختر می تواند تحول عجیبی در روابط عاطفی جامعه ایجاد کند. اما پدر می گوید دخترم و آقای همسایه را بغل می کند و دختر می گوید پدرم و خانم صاحبخانه را در آغوش می گیرد. مصنوعی بودذن این برخوردها باعث شده بسیاری از روابط عاطفی در جامعه ما کم کم به فراموشی سپرده می شود. باید یک مرد هنرپیشه با گریم های فراوان خود را در قالب یک پیرزن ظاهر کند تا همسرش بتواند به او تیراندازی یاد دهد و یا او را لمس بنماید. یا اینکه در بسیاری از مواقع دیده شده پدر یا مادر نمی تواند پسرش را در آغوش بگیرد. پسری که به میدان جنگ می رود و بازگشت او احتمال چندان قوی نمی باشد. برای اینگونه موارد باید از کارشناسان و علمای دینی نظرخواهی نمود. همین است با سرمایه هنگفت تهیه کننده ها و کارگردان های ایرانی به کشورهای خارجی می روند تا از یک هنرپیشه زن در آن کشور برای صحنه هایی استفاده کنند که او حجاب را رعایت نکند. در حالی که در همان فیلم و یا همان صحنه ها هنرپیشه ایرانی با حجاب بسیار در صحنه ظاهر می گردد. این تضادها در این گونه آثار در دراز مدت اثر خود را نمایان خواهد کرد. یعنی در رفتار و تربیت جامعه و امروز نیز از آثار و عواقب و عوارض اینگونه کارها دور نیستیم. پیشنهاد اینجانب از ابعاد رفتارشناسی و آسیب شناسی اجتماعی بعد از نظرخواهی از بزرگان و کارشناسان متخصصان دینی این است که از افرادی که از نظر شرعی محرم هستند، در این گونه صحنه ها از آنها استفاده شود. ما بسیار زوج هنری در کشور و در سینمای ایران داریم و بسیار پدر و دختر و یا برادر و دختر در سینما و هنر ایران داریم. باید از این گونه افراد برای ترویج روابط عاطفی استفاده گردد. چند وقت پیش فیلمی را با حضور خانم رویا تیموریان و همسر محترمشان دیدم. به قدری شستشوی همسرش و لمس همسر او در حمام به قدری صحنه را طبیعی کرده بود که انسان شدیدا تحت تاثیر آن قرار می گرفت. حال اگر مافیای سینمای ایران اجازه دهد که به جای چهره سازی و تابو سازی برخی از هنرپیشه ها از زوج هنری و افراد یک خانواده استفاده کنیم می توانیم مفاهیم عاطفی و انسانی را در حد اعلای خود به نمایش درآوریم. اما متاسفانه در اینجا نیز باند بازی و رانت خواری اجازه چنین کاری را نمی دهد. بادی مدیریت خانه سینما، پیشکسوتان، هنرمندان و کارگردانان و تهیه کنندگان متعهد فکری برای این داستان کنند. بعد از گذشت چهل سال هنوز نتوانسته ایم مشکل به این کوچکی را در سینمای ایران حل کنیم. خلأ عاطفه و روابط عاطفی و انسانی در سینمای ایران جامعه ما را به جامعه ای بی تفاوت با روابط انسانی کمرنگ تبدیل کرده است. چه بسیار زمانی که در خیابان ها مشاهده می کنیم خانمی که زمین خورده، هیچ کسی به او نزدیک نمی شود! به خاطر اینکه مسائل شرعی رعایت می شود. این بسیار خوب است. در واقعیت و در خیابان می توان از حضور خانم های رهگذر استفاده کرد. اما در سینما اگر بخواهیم این گونه حرکات را انجام دهیم، از واقعیت ها دور می افتیم و آن گاه است که سینمای ما به همین سینمای موجود بی تفاوت با روابط عاطفی سرد و یخ تبدیل می شود.