عکس و نقاشی زنان ایرانی در آمریکا: مد، سکسوالیته و تهران دیجیتالی

 

 

کانون فرهنگی هنری خنیا _ سیمای پرندگان نام نمایشگاهی است که با آثار ۱۹ هنرمند از ۹ کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا هم اکنون در موزه هنری نیوپورت در آمریکا براگزار می شود. از ۱۹ هنرمند شرکت کننده ۹ نفر آنها ایرانی یا ایرانی – آمریکایی هستند.

 

 

به گزارش بی بی سی فارسی ؛ فرانسین وایس طراح نمایشگاه معتقد است، هر چند نگارخانه ها و نمایشگاه های زیادی در آمریکا به آثار هنر اسلامی یا هنر در دنیای عرب و ایران پرداخته اند، امااین نمایشگاه در ابتدا پاسخی به حوادث ۱۱ سپتامبر و سپس بهار عربی بوده است. او ادامه می دهد: “اگرچه تمرکز نمایشگاه بر روی یک منطقه است، اما به این مفهوم نیست که هنرمندان شرکت کننده دارای هویت یا تجربیات یکسانی هستند، بلکه تمرکز آثار بر روی تکامل هنری در پیش زمینه تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی است و به ویژه آنکه نظری هم بر هویت فرهنگی، مرزها و مهاجرت که موضوعی روزآمد هست نیز دارد.”

نمایشگاه دارای ۵ موضوع سنت و تاریخ، خانه و مهاجرت، جنگ و خاطره، نوشته ها و تن است و تلاش دارد امکانی برای گذر از مرزهای واقعی وخیالی بین مردم و فرهنگ های گونا گون باشد تا بتواند بهشناخت از یکدیگر یاری کند.

سمیرا علی خانزاده، گوهر دشتی، مینو امامی، شادی قدیریان، پوران خنجی، ارغوان خسروی، آزیتا مرادخانی، سمن سجاسی و هایده شفیعی هنرمندان ایرانی این نمایشگاه هستند. دیگر هنرمندان از کشورهای عراق، لبنان، کویت، فلسطین، عربستان، سوریه و جمهوری آذربایجان هستند.

 
این آثار با تصویر لباس های زیر، کاوشی است در پیوند بین لذت و درد که با تکرار الگوهای آبستره وهمچنین بر پایه عکاسی روزنامه نگاری، عکاسی هنری و نمادشناسی بنا شده است

از قاجار و پهلوی تا جمهوری اسلامی

حضور پر رنگ زنان ایرانی جلوه های گوناگونی از موضوعات مختلف و همچنین فرم های متفاوت را نمایان می کند. فرانسین وایس طراح نمایشگاه بر این باور است که شرکت کنندگان تحت تاثیر هنراسلامی سنتی هستتد و اضافه می کند: “علاقه وافر به تزیینات روی سطح، استفاده از تکرار الگوها وخلق طرحهایی با جزییات ظریف و دستمایه قرار دادن خط نقاشی و تکرار آن نمودی از ویژگی های نمایشگاه است.”

افزون بر آن به طور صریح شاهد ارجاع برخی آثار به فرهنگ و تاریخ ایران نیز هستیم، برای مثال آثار شادی قدیریان که خود را در یک استودیوی عکاسی مدل سیاه و سفید پرتره هایی قرار می دهد که به دوران قاجار تعلق دارد. یا سمیرا علی خانزاده که آثار ترکیبی عکاسی او ارجاع به سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ است. زنان عکس های او بی حجاب هستند که یادآور دوران پهلوی است. آثار ارغوان خسروی که سنتزی سنتی – هنری از شرق (ایران – خاورمیانه) و غرب (اروپا، آمریکا و مکزیک) است. ترکیب تکنیک نقاشی های مینیاتورایرانی با سورئالیسم که یادآور آثار فریدا کالو است.

وایس معتقد است که تاثیر وقایع سیاسی و اجتماعی ایران در آثار ارغوان خسروی و آزیتا مرادخانی مشهود است. خسروی در مجموعه “زمانی که ما زیستیم” بر روی اسکناس ایران روح الله خمینی را با عبا که نمود انقلاب ۵۷ است، به تصویر می کشد که متعلق به نسل پدران و مادران هنرمند است. او در عین حال در اثر “تولد ونوس” با قرار دادن یک گیلاس شراب بر دست او نقدی بر تاریخ هنر غرب و دوران معاصرمی زند. افزون بر آن با دست مایه قراردادن پاسپورت خود بعنوان بن مایه برخی آثارش نقدی بر فرمان اجرایی دونالد ترامپ برای ممنوعیت ورود مسلمان ها در سال ۲۰۱۷ و تاثیر آن بر مردم ایران و خاورمیانه دارد.

 
سجاسی: من همواره خود را در برابر دوگانگی ها می دیدم، مجبور بودم در دو جبهه مبارزه کنم. به عنوان زنی از خاورمیانه مدام با محدودیت های فرهنگی، اخلاقی و فردی مواجه بودم و پس از ۱۶ سال زندگی در آمریکا و عدم شناسایی به عنوان یک شهروند که نمی توانم به سرزمینم سفر کنم، احساس بیگانگی می کردم.”

تهران دیجیتالی بر روی ابریشم

“پرشکوه” اثری است از سمن سجاسی. نقشه ای از تهران که بصورت دیجیتال بر روی ابریشم چاپ شده است. در نگاه اول، خورشیدی را با رنگ های طلایی را شاهدیم. با نگاهی دقیق تر این اثر حاوی نقشه های گوگل است که حتی نام خیابان ها را دربرمی گیرد. الگوهای روشنایی که با دست بر چوب حک شده و سپس در بالای اثر با استفاده از جوهر طلا چاپ شده است. این کار ۹ در ۹ اینچ است. سمن معتقد است این ایده تنها از نظر فرم و شکل کار ترکیب چاپ سنتی و دیجیتال نیست، بلکه مواجه با دوگانگی فرهنگ سنتی و مدرن ایران از زاویه دید یک زن ایرانی – آمریکایی ست. او بر روی زمین می نشیند، بر روی نقشه خم می شود و بلوک های بزرگ چوبی آثارش را حک می کند، حالتی مانند دعا کردن و اینکه خود را به زمین نزدیک تر حس می کند، به عنوان انسانی که احساس بیگانگی و احساس عدم وجود شرایط پایدار را تجربه میکند و ادامه می دهد: “نه تنها از زاویه سیاسی بلکه از زاویه تحمیل ایدئولوژی، من همواره بعنوان زنی ایرانی – آمریکایی و مسلمان در نبردی مداوم قرار دارم.”

سمن سجاسی جزو آن دسته از هنرمندانی است که خاطره ها در آثارش بسیار هویداست و از کوچه باغهایی که در دماوند و دربند با پدرش داشته، الهام گرفته شده است. او بر این باور است که به عنوان یک مهاجر ایرانی – آمریکایی از سیاست گریزی نیست و می گوید: “نه تو از سیاست می توانی فرار کنی و نه سیاست از تو.” او به همراه خانواده اش در سن ۱۱ سالگی که بلافاصله بعد از وقایع ۱۱ سپتامبر بود از ایران به آمریکا مهاجرت کرد و همواره در مواجه با سیاست های مهاجرتی آمریکا و غیر قانونی زندگی کردن قرار گرفت تا اینکه به دنبال رکورد ۲۰۰۸ پدرش ورشکست شد و سال بعد می میرد.. مادر سمن به ایران بازمی گردد و سمن خود را همراه با برادر کوچکش تنها در برابر مشکلات از جمله نداشتن مدارک قانونی می بیند که منجر به تقاضای پناهندگی شد.

او اضافه می کند: “من همواره خود را در برابر دوگانگی ها می دیدم، مجبور بودم در دو جبهه مبارزه کنم. به عنوان زنی از خاورمیانه مدام با محدودیت های فرهنگی، اخلاقی و فردی مواجه بودم و پس از ۱۶ سال زندگی در آمریکا و عدم شناسایی به عنوان یک شهروند که نمی توانم به سرزمینم سفر کنم، احساس بیگانگی می کردم.”

استفاده از نقشه ها به او این احساس را القا می کند که از چه سرزمین می آید، نقشه هایی که پراز خاطره است و حس دلتنگی و نوستالژیک او را التیام می بخشد. طرح خورشید دراین اثر نمود جشن است که هدف این دوگانگی و چالش های یک زن ایرانی – آمریکایی را منعکس می کند.

سمن می گوید: “از آنجا که در رسانه های جمعی از تاریخ پس از انقلاب ۵۷ معرفی می شویم این نقشه ها تلاشی است برای گفتگو با غرب در مورد فرهنگ و تاریخ کهن ایران.”

 
مرادخانی می گوید:”دوباره تصاویری ترکیبی ایجاد می کنم مملو از خاطرات و تاریخ، تاکید بر پیوند و همچنین عدم پیوند بین سکسوالیته و هویت ملی، بین حوزه عمومی و حوزه خصوصی.”

مد، اشکال هندسی و سکسوالیته

زندگی ممنوعه اثری است از ارغوان خسروی. در این اثر مجموعه ای از مد، اشکال هندسی و سکسوالیته دیده می شود که جزییات زیادی برای کشف دارد. افزون بر آن دو زن را که بخش هایی از چهره اشان پوشیده است به تصویر کشیده، خلق جهانی انتزاعی، چرا که اشکال هندسی در آن وجود دارد که پرسپکتیویی ناممکن به فضا داده و باعث ایجاد عمق در سطح تخت پارچه ای که به عنوان بوم نقاشی کاربرد پیدا کرده می شود.

ارغوان معتقد است که چاپ پارچه محصول غرب است، در حالیکه برخی از عناصر بصری از خاستگاه شرقی وایرانی برخوردار است که هم نشینی این دو فرهنگ تنش بصری در بیننده ایجاد می کند. برای مثال دو پیکره زن که ظاهری امروزی و مدرن دارند و پیکره های جنگجویان مرد در پس زمینه تصویر که از نگاره های ایرانی الهام گرفته شده است. از این تضادها می توان برداشتی نمادین نیز داشت. دو پیکر زن نمادی از زن امروزی و جنگجویان مرد، نمادی از جهانی خشن، سنتی و مرد سالار. او می افراید: “به این دلیل چهره پیکره های زن پوشیده و هویتشان عریان نیست چرا که بیشتر از این که شخصیت فردی آنها را به تصویر بکشم سعی داشتم نمادی باشد. نماد نسل زنان امروزی که تلاش می کنند در جامعه مردسالار روی پای خودشان بایستد و قد خم نکنند.”

یکی دیگر از حوزه های الهام بخش ارغوان عکاسی مد و صنعت مد است. او بر این باور است که اگر چه مد تصویری مدرن از زن ارائه می دهد ولی تصویری آرمانی از بدن زن آشکار می کند که بخشی باعث دیدی ابزاری نسبت به پیکره زن و تحمیل چارچوب ها و استانداردهای معین زیبایی شناسی بر او می شود.

 
ارمغان خسروی: “مد مثالی است ازاینکه اگرچه زن امروزی در جامعه مردسالار و سنتی در معرض فشار و نادیده گرفته شدن است، اما در جامعه غرب هم زنان بطور کامل به برابری لازم نرسیده اند و هنوز تا رها شدن کامل از این چارچوب ها فاصله دارند.”

لباس زیر و ویکتوریا سکرت

از آزیتا مراد خانی چند اثر که در مجموعه “ویکتوریا سکرت” خلق شده، به نمایش در آمد. نام این مجموعه از نام فروشگاهی نام آشنا الهام گرفته شده که لباس های زیر زنانه می فروشد. این آثار با تصویر لباس های زیر، کاوشی است در پیوند بین لذت و درد که با تکرار الگوهای آبستره و همچنین بر پایه عکاسی روزنامه نگاری، عکاسی هنری و نمادشناسی بنا شده است. او می گوید: “من با استفاده از زیبایی شناسی لذت بیننده را جذب می کنم اما در نگاهی دقیق از طریق لایه های مدادهای رنگی، جزییات توری، نمادهای مخرب تبدیل به روایتی از میراث تاریخی ملی و اعتقادی می شود.”

این مجموعه را می توان نوعی شوک فرهنگی نیز برای فردی که از ایران به آمریکا می آید تلقی نمود که لباس های زیر ممنوعه در انظار عمومی ایران را در مغازه های شهرهای آمریکا مشاهده می کند. آثار او فایق آمدن بر محدودیت های اجتماعی را نیز القاء می کند، روندی که ممکن است در ابتدا بطور ساده در ابتدا توجه ها را به مشکلات اجتماعی و سیاسی جلب می کند.

او در مجسمه هایی که خلق کرده، با استفاده از پیکر برهنه خویش، خود را در معرض یک موقعیت آسیب پذیر در گستره سیستم اعتقادی خویش قرار می دهد. او ادامه می دهد: “دوباره تصاویری ترکیبی ایجاد می کنم مملو از خاطرات و تاریخ، تاکید بر پیوند و همچنین عدم پیوند بین سکسوالیته و هویت ملی، بین حوزه عمومی و حوزه خصوصی.”