جشنواره ونیز؛ از شیر طلا تا فیلم فراموش شده

 

 

هفتاد و پنجمین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز، دیشب (هشتم سپتامبر) با اهدای جوایز به کار خود پایان داد.

شیر طلایی بهترین فیلم جشنواره امسال، به فیلم “رما” ساخته آلفونسو کوآرون رسید، فیلمی که غالب منتقدان از آن ستایش کردند و انتظار می‌رفت که بزرگ‌ترین جایزه جشنواره امسال را نصیب خود کند. در مجموع هیات داوران جشنواره امسال به ریاست گیرمو دل تورو – که خود سال قبل شیر طلایی ونیز را برده بود- در غالب موارد انتخاب‌های بجا و قابل ستایشی داشت و یکی از بهترین داوری‌های چند سال اخیر را رقم زد. با این حال، فیلم‌های جشنواره، انتظارات بزرگ پیش از آغاز جشنواره را برآورده نکردند و ونیز امسال به رغم داشتن نام‌های بزرگ در بخش مسابقه، به اندازه سال گذشته فیلم ماندگار در چنته نداشت.

مکزیک و رُما

آلفونسو کوآرون در حال کارگردانی رما

 

آلفونسو کوآرون، فیلمساز مکزیکی که این سال‌ها در هالیوود فیلم می‌ساخت و فیلم پیشینش- “جاذبه”- فیلم افتتاحیه جشنواره ونیز سال ۲۰۱۳ بود، این بار به مکزیک بازگشته بود تا با فیلمی به زبان مادری‌اش چشم‌ها را خیره کند.

رما (Roma) نام محله‌ای در مکزیکوسیتی است و فیلم در دهه هفتاد و در بستر وقایع سیاسی مهمی اتفاق می‌افتد، زنی خدمتکار در بحبوحه این اتفاقات، از مردی عاشق هنرهای رزمی، بچه‌دار می‌شود اما مرد به طرز توهین‌‌آمیزی او را از خود می‌راند.

فیلمساز عجله‌ای در روایت داستان ساده‌اش ندارد و با سبکی ضد قصه، همه چیز را با کندی و متانت غریبی پیش می‌برد که با جادوی فیلمساز، به امضای او بدل می‌شود و به راحتی تماشاگر را در دنیای فیلم شریک می‌کند.

وسترن برادرانه

ژاک اودیار، فیلمساز فرانسوی، در فیلم تازه‌اش با نام “برادران سیسترز”، وسترنی دیدنی خلق کرده که شباهت چندانی به فیلم‌های قبلی‌اش ندارد.

این فیلم که شیر نقره‌ای بهترین کارگردان را از آن خود کرد، داستان دو برادر آدمکش حرفه‌ای در قرن نوزدهم را روایت می‌کند که دلبستگی عجیبی به هم دارند.

خشونت بی حد و حصر فیلم در تقابل با دنیای برادرانه این دو و محبت درونی‌شان قرار می‌گیرد و فیلم- که کارگردان به برادرش تقدیم کرده- به اثری ظریف درباره مفهوم خانواده بدل می‌شود.

قهرمانان -یا ضدقهرمانان- فیلم در انتها زنده می‌مانند و در قابی شبیه به پایان “جویندگان” جان فورد، به “خانه” بازمی‌گردند اما این بار برخلاف جویندگان در به روی آنها بسته نمی‌شود، و دو برادر که خسته از اعمال خود به نظر می رسند، در خانه جای گرمی برای خود دست و پا می کنند؛ پایانی عجیب و متفاوت.

کوئنها و وسترن کمدی

افسانه باستر اسکروجز

 

برادران کوئن هم امسال یکی از دیدنی‌ترین فیلم های جشنواره ونیز امسال را ارائه کردند: “افسانه باستر اسکروجز”، وسترنی مدرن در چند اپیزود که قصه‌های متفاوتی را در کنار هم قرار می‌دهد. این فیلم جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره را آن خود کرد.

دو بخش اول، وسترن‌های کمدی حیرت‌انگیزی هستند که تمام سنت‌های این ژانر را به سخره می‌کشند. قهرمان فیلم توخالی از کار درمی‌آید و او که به طرز جذابی از پس همه برمی‌آمد، زمانی که تماشاگر انتظار دارد از پس نفر بعدی هم به راحتی بربیاید، به ناگاه در دوئل جانش را از دست می‌دهد و ما روحش را می‌بینیم که از بدنش خارج می‌شود و به آسمان می‌رود.

این نوع شوخی با ژانر، فضای جذابی خلق می‌کند که تماشاگر را به راحتی به دنبال خود می‌کشد اما داستان‌های بعدی ناگهان جدی می‌شوند و هرچند اپیزودهای جذاب و خوش ساختی هستند، در کلیت فیلم جا نمی‌افتند و فیلم چند پاره می‌شود.

دیگر جوایز ونیز

یورگوس لانتیموس

 

دنیای دیوانه‌وار یورگوس لانتیموس، فیلمساز یونانی، در تازه‌ترین فیلمش به نام “محبوب”، جایزه بزرگ هیات داوران را برایش به ارمغان آورد و اولیویا کولمن بازیگر این فیلم، جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره را به دست آورد.

جایزه بهترین بازیگر مرد به ویلم دفو برای فیلم “در دروازه ابدیت” ساخته جولیان شنابل رسید. بازی دفو در این فیلم در نقش ون گوگ با جنون اواخر زندگی‌اش، جذاب ترین بخش این فیلم شنابل بود که روایتی کند و بر اساس تکرار و قطع‌های عجیب دارد. فیلمساز که در هنرهای تجسمی هم فعال است سعی دارد زیبایی طبیعت را به شیوه‌ای تجربی ثبت کند اما کسالت عاید تماشاگر می‌شود.

جایزه بهترین فیلم بخش افق‌ها، به “مانتا ری” ساخته فوتی پونگ آرون فنگ از تایلند رسید و امیر بایگزین، کارگردان قزاقستانی، جایزه بهترین کارگردان این بخش را برای فیلم “رودخانه”برد.

دو فیلم کوتاه و بلند ایرانی که در این بخش حضور داشتند -“همچنان که می مردم” اولین ساخته بلند مصطفی سیاری و فیلم کوتاه “پلکان” ساخته محسن بنی هاشمی- سهمی از جوایز نبردند.

جایزه یک عمر دستاورد سینمایی امسال به دو چهره شناخته شده دنیای سینما اهدا شد: دیوید کروننبرگ فیلمساز برجسته کانادایی و ونسا ردگریو بازیگر تحسین شده بریتانیایی که در فیلم هایی چون “آگراندیسمان” آنتونیونی حضوری به یادماندنی داشت.

فیلمی که فراموش شد

لاسلو نمش

 

یکی از بهترین فیلم های امسال که از دید داوران و غالب منتقدان پنهان ماند، اثر تازه لاسلو نمش فیلمساز مجار بود که با فیلم اولش به نام “پسر شائول”، نگاه‌ها را به خود جلب کرده بود.

دومین فیلم بلند او با نام “غروب”، با تکنیکی شبیه به فیلم اول، روایت دختر یتیمی را بازگو می کند که در ابتدای قرن بیستم به مغازه کلاه فروشی خانواده‌اش بازمی‌گردد و این سرآغاز روایت پیچیده غریبی است که نفس تماشاگر را حبس می‌کند.

فیلم قطره قطره اطلاعات می‌دهد و تماشاگر صبور می‌طلبد که با سفر یک زن در دنیایی مردانه و سرشار از تبعیض طبقاتی همراه شود و زوال اشرافیت اوایل قرن بیستم را شاهد باشد.