گفت‌وگو با سید مهدی احمدپناه ، کارگردان فیلم «مکان» : با بودجه یک فیلم کوتاه، فیلم بلند سینمایی ساختیم

 

 

کانون فرهنگی هنری خنیا _ «مکان» عنوان یکی از فیلم‌های تجربه‌گرایی است که این روزها در گروه سینمایی هنر و تجربه نمایش داده می‌شود.

 

 

به گزارش اعتماد ، در ظاهر و نگاه اولیه خط روایت این فیلم به موضوع مهمی نمی‌پردازد، اینکه چهار پسر جوان در پایتخت ماشینی در اختیار دارند و ته جیب‌شان هم کمی پول است و در عین حال تصمیم دارند تفریح کنند به نظر موضوع مهمی نمی‌آید، اما «مکان» در بطن ماجرا و زیرلایه‌های داستانی خود از موضوعی مهم صحبت می‌کند. اینکه برای جوانانی که می‌خواهند اوقات فراغت خود را بگذرانند در کلانشهری چون تهران، برای تفریح آنها هیچ گزینه‌ای وجود ندارد اما امکان خلاف کردن تا دل‌تان بخواهد سر راه‌شان وجود دارد. سوای از موضوع فیلم، مکان از ساختار و کارگردانی متفاوتی برخوردار است. با سید مهدی احمدپناه کارگردان این فیلم گفت‌وگویی انجام شده است که از نظر می‌گذرانید.

با توجه به اینکه «مکان» فیلم اول شما به حساب می‌آید، (بدون در نظر گرفتن بروکراسی‌های رایج اداری) و با توجه به دشواری‌ای که در مسیر ساخت فیلمسازان فیلم اول قرار دارد و قطعا انتخاب سوژه از حساسیت ویژه‌ای باید برخوردار باشد شما چگونه به موضوع این فیلم رسیدید؟

فیلمنامه «مکان» را چندین سال بود که می‌خواستم بسازم. اما از آنجایی که شرایط ساخت فیلم در کشورمان برای جوان‌ها به سختی مهیا می‌شود من هم از این قاعده مستثنی نیستم و شرایط برای من فراهم نبود. تا اینکه با مساعدت و همراهی آقای رضویان توانستیم فیلم را وارد مرحله تولید کنیم. از آنجایی که موضوع فیلم مساله خودم بود و مطمئنم مساله بسیاری از جوان‌هاست، توانستم آن را به تصویر بکشم.

برخلاف ظاهر فیلم «مکان»، در بطن از مساله و موضوع مهمی صحبت می‌کند.

در این فیلم راجع به چهار پسر جوان در کلانشهر تهران حرف می‌زنیم. آنها ماشینی دارند، ته جیب‌شان هم کمی پول است و تصمیم دارند تفریح کنند. برای تفریح آنها هیچ گزینه‌ای وجود ندارد اما تا دل‌تان بخواهد امکان خلاف کردن سر راه‌شان وجود دارد.

تحقیقات جامعه‌شناختی هم داشتید؟

مفصل. طبق تحقیقات جامعه‌شناسی که ما داشتیم به این نتیجه رسیدیم که در تهران مکانیزم رسیدن به مواد مخدر حداکثر پنج دقیقه است. بنابر این تحقیق علمی در هر نقطه‌ای که در این شهر حضور دارید، حداقل یک فروشنده مواد مخدر در شعاع زمانی ۵ دقیقه‌ای شما قرار دارد. از سرکوچه‌ها و خیابان‌ها گرفته تا هر خدمات خلافی که خواسته باشید، تلفنی در منزل به شما تحویل داده می‌شود. هر جوانی که بخواهد وارد مسیر خلاف شود، کارش ساده است اما جوانانی که نمی‌خواهند خلاف کنند کار برای‌شان سخت می‌شود چون هیچ گزینه‌ای ندارند و انگار مسیر خطرناکی برای تفریح در اختیارشان قرار می‌گیرد.

اما پرداخت به چنین مقوله‌ای در فیلم شما لحاظ نشده است.

البته که خط روایت و سکانس‌های فیلم تلاش می‌کنند این موضوع را به تصویر بکشند، ولی قطعا به خاطر اینکه بعضی از این سکانس‌ها از فیلم حذف شده‌اند، به بدنه فیلم آسیب وارد شده.

به خاطر دریافت پروانه نمایش؟

بله. ما برای دریافت پروانه نمایش مجبور بودیم بعضی لحظات را از فیلم دربیاوریم؛ ضمن اینکه ما تلاش داشتیم اشاره مستقیم به این قضیه نداشته باشیم. یعنی نشان دادن و نمایش مواد مخدر در این فیلم هدف ما نبود. بحث چگونگی گذران اوقات فراغت جوانان را طرح کردیم که اگر مدیریت نشود انواع و اقسام پیشنهادها در این شهر وجود دارد که ممکن است خطرناک باشد؛ از نوشیدن الکل گرفته تا سیگار کشیدن یا فحشا و ادامه ماجرا…

به نکته مهمی اشاره کردید که اگر اوقات فراغت جوانان جدی گرفته نشود پیامدهای مخرب زیادی در پی خواهد داشت. خصوصا اینکه این مساله در مورد پسرها بیشتر صدق می‌کند.

دقیقا… جوانان خصوصا پسرها اگر اوقات فراغت سالمی نداشته باشند به سمت خشونت‌هایی از جمله خودآزاری یا دگرآزاری، حیوان‌آزاری و… کشیده می‌شوند و حتی ادامه آن به غارت و شورش و دزدی و جنایت کشیده می‌شود.

نکته مهم دیگر به ساختار فیلم «مکان» مربوط می‌شود که در نوع خود جالب است. انگار که یک فیلم با موبایل فیلمبرداری شده باشد که خصوصیات یک فیلم بلند سینمایی را دارد.

بیشتر سعی کردم بر اساس تجربیاتم قدم بردارم. مدل‌های مشابهی که دلخواهم بود را رصد کردم متاسفانه نسخه داخلی شیوه‌مند و ساختاری نداشتیم.

از آنجایی که فیلم بر اساس سکانس، پلان ساخته شده بعید می‌بینم «مکان» بیشتر از ٢٠ سکانس داشته باشد.

دقیقا ٢٠ سکانس داشتیم که چند سکانس آن حذف شد.

آقای احمدپناه چرا از بازیگران شناخته شده بهره نبردید؟ مثلا یکی از نقش‌ها را بازیگران شناخته شده و چهره بازی می‌کرد.

از آنجایی که فیلمنامه چند بار بازنویسی شد، اول می‌خواستیم بر اساس فیلمنامه کلاسیک مکان را بسازیم بعد به این نتیجه رسیدیم که فیلم فضای مستند گونه داشته باشد چون تاثیرگذاری آن به مراتب بیشتر خواهد بود. لازمه استفاده از این رویکرد این بود که از بازیگران ناشناس استفاده کنیم. بازیگران شناخته شده با وجود توانایی‌ای که دارند با خودشان فضا و تجربه‌های کاری خود را می‌آوردند و کار را از فضای مستندگونه‌ای که نیاز این فیلم بود دور می‌کردند و برای واقعی‌تر شدن فضا از بازیگران توانای تئاتر استفاده کردیم.

انصافا فیلم «مکان» در بحث بازیگری حرف برای گفتن دارد.

این بچه‌ها پیش‌تر در فیلم کوتاه بازی داشتند و «مکان» اولین تجربه بازی در فیلم بلند آنها بود. همراهی خوبی با من داشتند. همان طور که می‌دانید جمع پسرانه مختصات خود را دارد. ممکن است از الفاظ غیرقابل پخش استفاده کنند. در عین حال هم باید بازی‌های‌شان تداعی‌گر یک جمع دوستانه پسرانه می‌بود و حرکت در این مرز باریک بسیار حساس بود.

حتی این به نظر می‌رسید که بسیاری از سکانس‌ها بر اساس بداهه شکل گرفته باشد.

ما برای ساخت فیلمی با چنین ساختار با چند چالش مواجه بودیم؛ اول اینکه می‌خواستیم در عین اینکه فیلم فضای رئال داشته باشد اما از بداهه استفاده نکنیم. به جرات می‌توانم بگویم که کوچک‌ترین مکث‌ها هم بر اساس فیلمنامه بود. به جز یک سکانس کلمه به کلمه دیالوگ‌ها در فیلمنامه بود. ما نزدیک به دو ماه تمرین داشتیم. از آنجایی که از آموزه‌های تئاتر استفاده می‌کنم از توانایی و تکنیک‌های تئاتری در این فیلم بهره زیادی بردم. تمام سکانس‌ها فکر شده بود . به هیچ عنوان پلانی در صحنه شکل نگرفت.

فیلمنامه مکان توسط پنج نویسنده نوشته شده است. حال آنکه فیلم از چالش و فراز و فرود‌های داستانی زیادی برخوردار نیست.

به نکته مهمی اشاره کردید. همان طور که گفتم نزدیک به پنج سال برای ساخت این فیلم صبر کردم و هر سال هم با نگاه جدید و تفکر متفاوت فیلمنامه را آبدیت می‌کردم و وقتی امکان ساختش فراهم نمی‌شد دوباره روز از نو و روزی از نو. در نهایت پس از بارها بازنویسی به این نتیجه رسیدیم که این فیلم به یک فیلمنامه مدرن احتیاج دارد و نه کلاسیک و فراز و فرودهای داستانی فیلمنامه مدرن از فیلمنامه کلاسیک به مراتب کمتر است. در تیتراژ فیلم هم نام همه کسانی که در این چند سال همراه این پروژه بودند آورده شده.

فیلم «مکان» از آن دست فیلم‌هایی است که نقش صدابردار در آن هم بسیار جدی است و می‌توانیم بگوییم بخش عمده‌ای از کار بر عهده صدابردار بوده است.

نقش صدابرداری در این فیلم کم از فیلمبرداری نبود. شما فکر کنید چهار، پنج نفر در ماشین ون بودیم در عین اینکه صحنه‌ها مدام عوض می‌شد و جابه‌جایی صورت می‌گرفت. محدودیت بسیاری از صحنه‌ها را هم در نظر بگیرید. وقتی الان به روزهای پشت صحنه فکر می‌کنم می‌بینم دوستان با چه سختی‌ای کار کرده‌اند.

و در پایان این نقد به فیلم شما وارد است که فیلمنامه «مکان» قابلیت یک فیلم کوتاه را داشت.

فیلم می‌توانست با حذف برخی سکانس‌ها و عدم پرداختن به برخی آسیب‌ها، به یک فیلم کوتاه تبدیل شود اما پرداختن شایسته به این مساله جوان‌ها، حجم فشارها و خطراتی که آنها را تهدید می‌کند نیازمند حتی زمانی بیشتر از زمان فیلم بود. ما به اندازه سر سوزن به مشکلات جوان‌ها اشاره کردیم و به آسیب‌های دیگر و خطراتی که آنها را تهدید می‌کند نپرداختیم. سعی کردیم در یک زمان استاندارد به حداقل آسیب‌ها بپردازیم. فیلم در رده فیلم‌های لو باجت قرار می‌گیرد. ما با بودجه یک فیلم کوتاه، فیلم بلند ساختیم. حداقل باید برای این فیلم ٢٠ شب فیلمبرداری می‌کردیم اما ما در یک هفته فیلمبرداری این فیلم را انجام دادیم.